« آفتابِ » لبِ بام
روزهاي داغ قرار گرفتن در آستانه ي انتخابات پيش رو است و در اين روزها هر چيزي از هر كسي
بر مي آيد . از آن جمله حمله ي كودكانه ي پاي گاه آقايان هاشمي و روحاني به پارتيزان . اين پاي گاه كه از آن به عنوان ارگان غير رسمي مجمع تشخيص مصلحت نظام هم ياد مي شود ، به بهانه ي فوت آيت الله توسلي و به نيت زنده نگاه داشتن غائله ي به اصطلاح توهين به ساحت سيد حسن خميني ، با بررسي دو پست آخر پارتيزان ، به نقد مغرضانه و تخريب اين وبلاگ پرداخته تا نمط هم كيشان خود را پيش گرفته و ديگ مظلوميتشان را هم بزنند .
به زعم حضرات مرمر نشين ، مطالب اخير پارتيزان در تأييد سخنان هفته ي گذشته ي فرماندهي سپاه
نگاشته شده و اين ماجراها با هم آهنگي جريان حاكم و در راستاي تخريب از قبل پيش بيني شده ي مخالفان سيد حسن و اصلاح طلبان و ديگر هم راهانشان رقم خورده است كه البته از نويسنده گان ساده لوح اين سايت و آن جماعت توقعي بيش از اين نمي رود . چرا كه انتخابات در پيش است و در اين رويه بايستي به هر علفي آويخت . حال يا با تخريب ديگران و يا با توسل جستن به مظلوميت ساخته گي اين و آن .
ولي چيزي كه در آن يادداشت ها نسبت به آن هشدار داده شده و اين هشدارها از منظر اين جنابان
مغفول مانده ، همان گم شدن راه امام «قدس سره الشريف» و روي زمين ماندن اوامر مقام رفيع ولايت مي باشد كه اين غفلت نيز حاصل شآمت اوضاع اين گونه افراد در اين برهه از زمان است . چه آن كه سال ها است كه توسط هم اينان در مناسبت هاي گوناگون ، حركت ، نهضت ، قيام و آرمان معمار انقلاب اسلامي و خلف صالحش زير سؤال مي رود و كك كسي از مدعيان دفاع از سياست هاي امام رحمت الله عليه هم گزيده نمي شود ولي با يك هياهوي غير منطقي و شايد هم ساخته گي پاي گاه خبري اي كه از پارتيزان هم گم نام تر است ، هاي و هويي راه مي افتد كه مثلا به بازمانده گان امام راحل توهين شده و در فلان جلسه هم به همين منظور و در راستاي دفاع از توهين شده گان كسي ديگر فوت شده . و اگر در اين هاي و هوي ها غور كنيم نتيجه اي كه حاصل مي شود شايد توهين همين جماعت به مرحوم توسلي باشد كه چرا در برابر توهين هاي روا داشته شده به حضرت روح الله سلام الله عليه ايشان به يك چنين وضعي دچار نشد !
در هر صورت حناي بي رنگ اين آقايان براي اهل حق و حقيقت ديگر حتا بو هم ندارد چه رسد به رنگ . و
اين روزها روزهاي آخر يكه تازي و سر گردنه گيري هاي سياسي اينان است و « آفتاب » لب بامشان چنان كور سوي سرد و بي فروغي دارد كه در بعضي جاها دل امثال ما را هم مي سوزاند ! و در روزهاي پيش رو با بيداري مجدد ملت كه چند صباحي است وحشت را در اردوي خائنان به راه و رسم خميني كبير و ره بري معظم انداخته است ، هيچ اميدي به طلوع مجدد اقمار مصنوعي اين فلك زده گان هم نيست چه رسد به « آفتاب » و خورشيد و فلك ! با سليطه گري و هاي و هوي مأبي و پرونده سازي اين بد شگونان عليه نگارنده ي اين سطور و هم قلمان اين نگاشته ها هم ، تنها دادگاهي و مجازاتي و شايد گردن زدني بي ارزش در اين راه مقدس عايدشان شود ، با گردن حق و عدل و انصاف و خيل انسان هاي مشتاق اين مقولات و چشم انتظاران منجي عالم چه خواهند كرد ؟!
اولئك الذين لهم سوء العذاب و هم في الآخرة هم الاخسرون (نمل ، 5)