تبليغاتX
پارتیزان - یادداشت - حکایت شیرین این خاندان (4)

پارتیزان

حکایت شیرین این خاندان ! (4)

* بخش چهارم

     حکایت این خاندان مرعشی و هاشمی هم عجب حکایت شیرینی است . همین چند وقت پیش بود که جناب حسین خان مرعشی در افاضاتی بس جامع ، نسخه ی تمام برنامه های توسعه چند ساله و چشم انداز بیست ساله را پیچید و گذاشت لب کوزه تا هر کس که به دنبال این طور خدمت رسانی و این گونه مسلمانی است ، آبش را بخورد (و البته تقصیر آن را هم انداخت به گردن مردم و نا آگاهی توأم با حماقتشان !) : « امروز مردم به شخصيت‌هاي شناخته شده بيش تر اطمينان مي‌كنند تا به برنامه‌هايي كه روي كاغذ است و ممكن است پشتوانه نداشته باشد ...  هنوز در بطن مردم و جامعه ما اين موضوع وجود ندارد كه از احزاب و جريانات سياسي برنامه بخواهند و بعد از ارائه ی برنامه ، آن برنامه‌ها را كنترل كنند ، چرا كه مردم هيچ‌گاه در طول فعاليت يك نماينده ی مجلس يا ریيس‌جمهور و غيره به برنامه‌هاي آن‌ها رجوع نكرده‌اند . »

     البته حضرت ایشان پیش از این ها هم ، پنبه ی انتخاب آگاهانه ی مردم را زده بود و شاید فقط رویش نشده بود که رسما اعلام کند مردم مخالف ما احمق اند ! و این هم همان موقع بیان شد که انتخابات سوم تیر 84 و برگزیده گی رییس جمهور فعلی ، به زعم ایشان تنها یک اتفاق بود . البته اتفاقات زیاد دیگری در این مملکت رخ داده بود که یا ایشان و دوستان شان ندیده بودند و یا نمی خواستند ببینند . از آن جمله ، روایات گوناگون از حکایات این خاندان آن هم با روایت گری جمعی فرنگی و ینگه دنیایی .

      آری . حکایت این خاندان مرعشی و هاشمی هم عجب حکایت شیرینی است . یک جا از مردم می گویند و جایی دیگر حماقتشان را به رخ می کشند . گاهی دموکراسی را در بوق می کنند و گاهی دیگر از شخص پرستی کورکورانه ، آن هم از جنس این خاندان می گویند . ولی نامحرم ترین افراد به این خاندان باز هم همان مردمند و محرم ترین ها هم ...

     و عجب حکایت شیرینی است این دست حکایات ! و همیشه ی خدا هم پای ثابت روایت حکایات این خاندان ، همین فرنگیان اند . همان ها که تا تقّی به توقّی می شود ، های و هوی شان گوش فلک را کر می کند که ای هوار ! برای دفاع از منافع ملی و فرا ملی و حفاظت از کیان دموکراسی و اصالت برتری نژاد فرانک و گل و ژرمن و انگلوساکسن ، مجبور به آن شدیم که دلاری ناقابل را به این جهان سومی ها اعطا کنیم (هر چند که پیش از این ، این مبالغ را با عنوان حق توحش از اینان اخذ می کردیم !) ولی بعد متوجه شدیم که آن چند سنت و چند دلار و چند یورو ، رشوه بوده و ما از تبعات زشتی آن بی خبر . هر چند که اول و آخر همین ها مقصر اند که ما را مجبور به پرداخت این وجوه کردند !

این عکس ها واقعا تزیینی است !

این عکس ها واقعا تزیینی است !

     بی دین ها انگار خودشان سردار سازنده گی و آقا زاده ندارند که به سرداران و آقا زاده های ما گیر می دهند و کاسه ، کوزه های تخلفات خودشان را سر این ها (آن هم بزرگ و آقا زاده های مظلوم این خاندان) می شکنند ! قشقرق استات اویل کم بود ، توتال هم اضافه شد و این بار دادگستری فرانسه ، در همین اسفند ماه سال گذشته بود که مدير عامل شرکت نفتي توتال به هم راه 4 تن دیگر از مدیران این شرکت را به مدت یک شب بازداشت و تحت بازجویی قرار داد و آنان را متهم کرد به پرداخت 30 تا 60 میلیون یورو (معادل 72 میلیارد تومان و این یعنی هر ایرانی یک میلیون تومان از این مبلغ سهم می برده اند !) رشوه به « آقا مهدی » و حتا خود « شیخ اکبر » (جسارت را ببینید تا کجا !) برای برنده شدن در مناقصه ي فازهاي 2 و 3 پارس جنوبی در سال 1376 .  البته اول فقط از خود « مهدی » اسم برده می شد و بعدا  با شرم تمام شخصیت وارسته ای مثل « حضرت اکبر بهرمانی » را هم شریک جرم آقا زاده اش قرار داده و به لجن پراکنی علیه این پدر و پسر نازنین پرداختند .

     کریستوف دومارژری ، مدیر عامل شرکت عظیم توتال که از خاندان معروف تایتینگر فرانسه بوده و از سال 1974 وارد شرکت توتال شده بود و تنها کمی بیش از یک ماه نیز از مدیریتش در این شرکت کلان می گذشت ، به بازپرس دادگستری اعلام نمود که مبلغ رشوه در سال 1997 به کارگزار « آقا مهدی » در سوئیس پرداخت شده است . اين شخص ، دارنده ی يک حساب بانکی در يکی از بانک های آن کشور بوده و مقامات سوئيسی پس از واريز شدن مبالغ هنگفتی به حساب وی ، به منبع ارسال پول مشکوک شده و پس از تحقيقات لازم ، دريافتند که اين مبلغ از جانب شرکت نفتی توتال به حساب وی واريز شده است.

 ساختمان شرکت عظیم توتال فرانسهنمایی از ساختمان شرکت عظیم توتال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    در آن ور بازار اخبار و اطلاعات مربوط به این پرونده هم ، آسوشیتدپرس از قول مقام های رسمی دادگستری پاریس اعلام کرد که به کریستف دومارژری اطلاع داده شده که وی تا اطلاع ثانوی اجازه برقراری تماس با « آقا مهدی » را ندارد . و اما در این ور بازار ، ناگهان رگ غیرت « اعلمی » نماینده ی اصلاح طلب مجلس متورم شد و وزیر اطلاعات را به مجلس فرا خواند تا از چند و چون ماجرا خبردار شود . اول همه فکر کردند که که ایشان دلش برای آب روی ایران و حکومت اسلامی آن سوخته ، ولی بعد معلوم شد که خیر ، ایشان نگران حیثیت خاندان بزرگ هاشمی هستند و مضطرب از بی آب رویی برای « آقا مهدی » و از آن مهم تر ابوی گرامی ایشان اند و حتا وزیر اطلاعات را موظف به این کردند که موجبات پی گیری قضایی برای اعاده ی حیثیت از این خاندان عظیم الشأن را فراهم آورد . وزیر هم با توجه به مستندات موجود (انگار قرار بوده که فرنگی جماعت هیس و بیس خود را در اختیار کمیسیون امنیت ملی و یا وزارت اطلاعات ما قرار دهند که نداده اند !) اعلام کرد که دلیلی بر مجرمیت این عزیزان به دست نیامده و طبق سنوات گذشته موضوع مختومه اعلام شد و های و هوی فرنگیان بی آب رو هم فرو کش کرد .

 حاج آقا مهدی !حاج آقا مهدی !

  

 

 

 

 

 

                                                                      

     حال اگر از غلو و اغراق رسانه های غربی در خصوص این پرونده بگذریم (به خصوص از درگیر کردن هاشمی پدر در این ماجرا) بر کسی پوشیده نیست که این فرانسوی های بی پدر و مادر ، تنها قصد داشتند با متهم کردن موجود دوست داشتنی ای مثل این پسر ، ضربه ای هول ناک به جمهوری اسلامی وارد کنند و بر همه هم روشن است که این خاندان از این اتهامات مسخره مبرایند و اگر هم چنین کرده باشند ، جمهوری اسلامی از چنان سعه ی صدری برخوردار است که ... بماند ! از همین رو است که شخصیت وارسته ی دیگری از این خاندان ، مثل حضرت مستطاب « حسین خان مرعشی » اعلام می کند که مردم این مرز و بوم به برنامه رأی نمی دهند بل که به شخصیت های شناخته شده و سر لیست ها رأی خواهند داد . عجب حکایت شیرینی دارند این خاندان دوست داشتنی !

و این حکایت شیرین هم چنان ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  2008/3/9ساعت 6:40  توسط سهیل کریمی  |